من. اولین هیئت من برای راحتی انتخاب شد - نه عملکرد
زمانی که برای اولین بار وارد پادری سواری ایستاده شدم, من به عملکرد فکر نمی کردم, تکنیک, یا هر چیز جدی. من فقط می خواستم کاری آرامش بخش برای انجام در خارج از منزل انجام دهم.
بنابراین من یک تخته بادی خریدم.
نگاه کردن به عقب, این تصمیم تقریباً کاملاً عملی بود. من در یک آپارتمان زندگی می کنم, من قفسه سقفی ندارم, و هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم a را ذخیره کنم 10+ ft تخته سفت و سخت در داخل خانه. یک تخته بادی, از سوی دیگر, می تواند جمع شود, بسته بندی شده در یک کوله پشتی, و در گوشه ای جمع شد. این به تنهایی برای من تصمیم گرفت.
اولین بار که آن را به دریاچه بردم, حدود ده دقیقه وقت گذاشتم تا آن را باد کنم, پا روی آب گذاشت, و… صادقانه, احساس عالی بود. آب آرام, هوای خوب, بدون فشار. به راحتی می توانستم بلند شوم, دست و پا زدن به اطراف, و فقط از بیرون بودن لذت ببر.
برای یک مبتدی, این نوع مانع کم واقعاً مهم است.
برای چند هفته اول, من هیچ شکایتی نداشتم. پایدار بود, بخشنده, و آسان برای استفاده. من سعی نمی کردم سریع یا دور بروم - فقط برای گذراندن اوقات خوش آنجا بودم.
اما این با گذشت زمان تغییر کرد.
II. هر چه بیشتر از آن استفاده کردم, بیشتر متوجه محدودیت ها شدم
وقتی بیشتر شروع به بیرون رفتن کردم - و در شرایط مختلف - متوجه چیزهایی شدم که قبلاً به آنها توجه نکرده بودم.
اولین چیز کارایی بود.
روی پاروهای بلندتر, متوجه شدم که بیشتر از آنچه انتظار داشتم کار می کنم. هر ضربه به نظر نمی رسید که من را خیلی دور کند, و به مرور زمان اضافه شد. دراماتیک نبود, اما قابل توجه بود - به خصوص وقتی با دیگران پارو می زدم.
بعد کنترل شد.
در آب آرام, تخته بادی احساس خوبی داشت. اما وقتی باد می آمد یا امواج کوچک, کمی "آهسته" در پاسخ دادن احساس می شود. چرخاندن به تلاش بیشتری نیاز داشت, و من باید بیشتر از آنچه انتظار داشتم فکر می کردم.
در آن زمان, من زیاد به آن فکر نکردم - تا اینکه یک تخته سخت را امتحان کردم.
آن تجربه همه چیز را تغییر داد.
III. امتحان کردن یک تخته سخت: یک احساس کاملا متفاوت
اولین چیزی که روی یک تخته سخت متوجه شدم این بود که چقدر نرم حرکت می کرد.
هیچ انعطافی وجود نداشت. بدون تاخیر. هر حرکت دست و پا زدن مستقیماً به حرکت رو به جلو ترجمه می شد. احساس کارآمدی بیشتری داشت, اما همچنین ارتباط بیشتری برقرار میکند - مثل اینکه کنترل بهتری بر کارهای هیئت مدیره داشتم.
سر خوردن بزرگترین تفاوت بود.
به جای دست و پا زدن مداوم برای ادامه حرکت, هیئت مدیره حرکت حرکت می کند. باعث میشود پاروهای بلندتر خستهتر و روانتر شوند.
کنترل نیز به نحوی بهبود یافت که تا زمانی که آن را احساس نکنید، توضیح آن دشوار است. تنظیمات کوچک در واقع کاری انجام داد. چرخش تندتر بود. ردیابی بهتر بود. در آب کمی خشن, این تفاوت حتی آشکارتر شد.
آن لحظه ای بود که متوجه شدم SUP می تواند چیزی فراتر از شناور بودن در اطراف باشد. در واقع می تواند چیزی باشد که در آن پیشرفت می کنید.
IV. چرا تخته های سخت به مرور زمان معنی بیشتری پیدا می کنند؟
بعد از مدتی استفاده از هر دو, شروع کردم به درک اینکه تخته های سخت واقعاً در کجا برجسته هستند.
این فقط در مورد سرعت نیست - اگرچه آنها سریعتر هستند.
این در مورد چگونگی حرکت آنها در آب است. زیرا ساختار سفت و سخت است, شما با هر ضربه انرژی خود را از دست نمی دهید. با گذشت زمان, یعنی خستگی کمتر, مخصوصا در جلسات طولانی تر.
آنها همچنین احساس دقیق تری می کنند.
اگر میخواهید در یک خط مستقیم پارو بزنید, موضع خود را تنظیم کنید, یا تغییر شرایط آب را کنترل کنید, بازخورد از یک تخته سخت بسیار واضح تر است. بلافاصله پاسخ می دهد, که ساخت تکنیک را آسان تر می کند.
چیز دیگری که انتظارش را نداشتم: وقتی بهش عادت کردی, یک تخته سخت در واقع می تواند احساس ثبات بیشتری در حرکت کند. نه لزوماً زمانی که برای اولین بار قدم می گذارید - بلکه زمانی که در حال حرکت هستید, قابل پیش بینی تر به نظر می رسد.
البته, معاوضه هایی وجود دارد.
حمل و نقل آنها سخت تر است, و به فضای بیشتری نیاز دارند. برای بسیاری از مردم, این هنوز یک محدودیت واقعی است. اما از نظر تجربه واقعی پارو زدن, آنها چیزی را ارائه می دهند که تخته های بادی کاملاً مطابقت ندارند.
V. جایی که تخته های بادی هنوز می درخشند
که گفت, تخته های بادی کاملاً هنوز جای خود را دارند.
اگر راحتی اولویت اصلی شماست, شکست دادن آنها سخت است.
می توانید با آنها سفر کنید, آنها را به راحتی ذخیره کنید, و آنها را به مکان هایی ببرید که آوردن تخته سخت غیر عملی است. برای مبتدیان, آنها همچنین کمتر ترسناک هستند. شما می توانید قدم بردارید, سقوط کردن, و زیاد نگران نباش.
آنها همچنین برای استفاده معمولی - جلسات کوتاه - عالی هستند, دریاچه های آرام, معاشرت با دوستان, یا حتی SUP یوگا.
در آن شرایط, عملکرد هدف اصلی نیست. راحتی و آسودگی هستند.
VI. بنابراین کدام یک را باید انتخاب کنید?
نگاه کردن به عقب, من فکر نمی کنم تخته بادی من انتخاب اشتباهی باشد. در واقع شروع کار را برای من آسان تر کرد.
اما فکر نمیکنم اگر تختههای سخت را امتحان نمیکردم، نمیتوانستم بفهمم که چقدر از پارو زدن لذت میبرم..
اگر تازه شروع کرده اید, یا اگر به طور عمده چیزی آسان و قابل حمل می خواهید, یک تخته بادی منطقی است.
اما اگر میبینید که مرتب دست و پا زدن میکنید، دورتر میروید, بهبود تکنیک, یا فقط میخواهید تجربهای نرمتر روی آب داشته باشید - یک تخته سخت خیلی زودتر از آن چیزی که بیشتر مردم فکر میکنند ارزش بررسی دارد.
این فقط یک ارتقا نیست. تجربه متفاوتی است.
VII. افکار نهایی
برای من, SUP از چیزی معمولی به چیزی تبدیل شد که من واقعاً از انجام منظم آن لذت می برم.
تخته بادی شروع کار را آسان کرد. تخته سخت آن را به اندازه کافی جالب کرد که ادامه داد.
و این احتمالا ساده ترین راه برای بیان آن است.
این واقعاً این نیست که کدام تخته "بهتر" است. این در مورد این است که تا چه حد می خواهید آن را پیش ببرید.
اما اگر در نهایت جلوتر بروید, به احتمال زیاد - شما شروع به درک آنچه که یک تخته سخت می تواند انجام دهد، خواهید بود.


